هشدار سندیکای مخابرات: صنعت ارتباطات ایران با «وصله‌پینه» اداره می‌شود
دیجیتال مارکتینگ ایران

هشدار سندیکای مخابرات: صنعت ارتباطات ایران با «وصله‌پینه» اداره می‌شود

۱۸ مهر ۱۴۰۵ ⏱ ۷ دقیقه مطالعه 👁 ۰ بازدید ✍️ تحریریه رشدینو
✈️ اشتراک در تلگرام 💬 واتساپ 𝕏 توییتر
📌 نکات کلیدی و خلاصه خبر پاسخ سریع در یک نگاه

فرامرز رستگار، نایب‌رئیس هیات‌مدیره سندیکای صنعت مخابرات، ریشه بحران اینترنت را نه تحریم و کمبود پول، بلکه کج‌اندیشی سیاست‌گذاری و سرکوب تعرفه‌ها می‌داند و درباره پیامدهای امنیتی آن هشدار می‌دهد.

فقدان توسعه زیرساخت‌های ارتباطی در یک دهه گذشته، سرکوب دستوری تعرفه‌ها و فشار مضاعف بر شبکه موبایل به دلیل تضعیف تدریجی اینترنت ثابت، شبکه ارتباطی ایران را در وضعیت بحرانی قرار داده است. بحرانی که به گفته فعالان این حوزه دیگر به قطعی یا کندی اینترنت محدود نمی‌شود و مستقیماً امنیت ملی و اقتصاد دیجیتال کشور را نشانه رفته است. دامنه این بحران تا جایی پیش رفته که شریک خارجی دومین اپراتور موبایل کشور، به‌جای خروج سود از ایران، مجبور شده از آفریقای جنوبی سرمایه تزریق کند تا از فروپاشی شبکه جلوگیری شود.

به نوشته پیوست، فرامرز رستگار، دبیر و نایب‌رئیس هیات‌مدیره سندیکای صنعت مخابرات ایران، در گفت‌وگویی دلایل افت شدید کیفیت اینترنت و چالش‌های اپراتورها را بررسی کرده و تصویری روشن از وضعیت امروز و فردای صنعت فاوا (ICT) در ایران ارائه داده است. او معتقد است ریشه مشکلات شبکه نه در تحریم‌های بین‌المللی است و نه در کمبود ذاتی منابع مالی؛ بلکه کج‌اندیشی در سیاست‌گذاری، سرکوب غیرمنطقی تعرفه‌ها و بی‌توجهی به اقتصاد ارتباطات این صنعت را به لبه پرتگاه کشانده است. رستگار هشدار می‌دهد ادامه این روند، در آینده‌ای نه‌چندان دور، زیرساخت‌های حیاتی کشور را در لحظات بحرانی قفل خواهد کرد.

**شبکه قدیمی پاسخگوی نیاز امروز نیست.** رستگار در ابتدای این گفت‌وگو این موضوع را رد می‌کند که مشکل فعلی اینترنت یک اختلال مقطعی یا صرفاً افت کیفیت باشد و بر چالشی عمیق‌تر و ساختاری انگشت می‌گذارد: «بحث ما اصلاً کیفیت نیست؛ بحث اصلی امنیت شبکه است. واقعیت این است که در ده سال گذشته توسعه واقعی و بنیادین در زیرساخت‌های ارتباطی کشور انجام نشده است. شبکه‌ای که امروز از آن استفاده می‌کنیم برای یک ظرفیت خاص و تعداد محدودی کاربر در سال‌های گذشته طراحی شده بود.» به گفته او، با وجود افزایش چشمگیر انتظارات مردم، رشد جمعیت کاربران و تغییر مدل مصرف اینترنت به سمت محتوای پرحجم، شبکه متناسب با این نیازها بزرگ نشده است.

او درباره ادعاهای توسعه در سال‌های گذشته می‌گوید: «توسعه در صنعت ارتباطات به آن مفهومی که باید باشد اتفاق نیفتاده. آنچه در قالب توسعه فیبر نوری، پروژه‌های ۵G یا حتی شبکه ملی اطلاعات مطرح شده، در بسیاری از موارد صرفاً ارائه گزارش بوده است؛ گزارش‌هایی که مدیران می‌دادند تا متهم به بیکاری نشوند. اما در عمل کاری در حد یک برنامه جدی توسعه‌ای انجام نشده است.» رستگار وضعیت فعلی اقدامات فنی را محدود به «نگهداری شبکه»، «بازسازی‌های مختصر» و «کارهای ترمیمی و وصله‌پینه» می‌داند و توضیح می‌دهد: «وقتی شبکه فقط وصله‌پینه شود، نتیجه‌اش افت شدید کیفیت است. طراحی شبکه غلط نیست، تجهیزات هم اشتباه خریداری نشده‌اند، اما وقتی شبکه‌ای بر اساس نیازهای یک دهه پیش شکل گرفته، طبیعتاً نمی‌تواند پاسخگوی تقاضای امروز باشد.»

**کیفیت را نمی‌توان بدون اصلاح تعرفه ارتقا داد.** یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث در صنعت ارتباطات ایران موضوع افزایش تعرفه‌هاست. همواره این نگاه از سوی رگولاتوری و دولت‌ها وجود داشته که اپراتورها ابتدا باید کیفیت را افزایش دهند تا مجوز افزایش قیمت صادر شود؛ اما دبیر سندیکای صنعت مخابرات این منطق را از اساس مردود می‌داند. رستگار تأکید می‌کند افزایش تعرفه نباید به ارتقای کیفیت موکول شود و سازوکار درست این است که تعرفه‌ها منطقی شود و همزمان از اپراتور تعهد گرفته شود تا بر اساس برنامه زمان‌بندی مشخص، کیفیت مورد انتظار را ارائه کند.

او با اشاره به اثرات مخرب سرکوب تعرفه بر کل زنجیره تأمین صنعت مخابرات هشدار می‌دهد: «ما در سندیکا فقط نگران وزارت ارتباطات یا درآمدهای اپراتور نیستیم؛ نگران مراحل بعد از آن هستیم. وقتی اپراتور پول ندارد، پیمانکاران این حوزه نمی‌توانند مطالبات خود را وصول کنند. تولیدکنندگان تجهیزات داخلی قراردادهای کافی ندارند و با بحران نقدینگی مواجه می‌شوند. نتیجه این چرخه معیوب چیست؟ شرکت‌ها مجبور به تعدیل نیروی انسانی متخصص می‌شوند و بخش‌های تحقیق و توسعه خود را تعطیل می‌کنند. این زنجیره اتفاقات آسیب مستقیمی به کل کشور می‌زند.»

**تعرفه پایین به معنای خدمت ارزان نیست.** بسیاری از مدیران و سیاست‌گذاران در سال‌های اخیر تحریم‌های بین‌المللی و کمبود ارز را عامل اصلی عقب‌ماندگی زیرساخت‌های فناوری معرفی کرده‌اند، اما رستگار این گزاره را صریحاً رد می‌کند و ریشه بحران را در داخل می‌جوید: «این‌که می‌گویند تحریم باعث این قضیه شده یا پول نداریم، حرف‌های بیهوده‌ای است. آفتی که امروز گریبان‌گیر صنعت ارتباطات ما شده نه به‌خاطر تحریم‌های بین‌المللی است و نه کمبود ذاتی پول؛ مهم‌ترین دلیل، نبود تدبیر و وجود کج‌اندیشی در لایه‌های تصمیم‌گیری است، چراکه متأسفانه یک فرهنگ چوب لای چرخ گذاشتن نهادینه شده است.» او با انتقاد از رویکردهای پوپولیستی در تعیین تعرفه می‌گوید برخی نهادها به‌جای بررسی اقتصادی گزارش اپراتورها درباره افزایش هزینه‌ها و نبود تناسب میان درآمد و بازگشت سرمایه، آن‌ها را متهم به حقه‌بازی می‌کنند و تحت فشار قرار می‌دهند.

او به مفهوم اقتصاد کلان دیجیتال اشاره می‌کند و معتقد است اینترنت باکیفیت، حتی اگر گران‌تر باشد، هزینه‌های سبد خانوار را در بخش‌های دیگر کاهش می‌دهد: «ملاحظه مردم به این نیست که هزینه اینترنت را در حد ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان در ماه نگه داریم و در عوض یک سرویس بی‌کیفیت به آن‌ها بدهیم. اگر هزینه اینترنت خانوار در ماه به یک میلیون تومان برسد، اما در مقابل یک سرویس پایدار، سریع و درست ارائه شود، همان خانواده ماهانه پنج تا شش میلیون تومان در سایر بخش‌های زندگی مانند حمل‌ونقل، آموزش و خدمات بانکی صرفه‌جویی خواهد کرد.»

**ترافیک ۸۰ درصدی روی موبایل.** یکی دیگر از محورهای مهم این گفت‌وگو اختلال در ترکیب مصرف اینترنت ثابت و سیار در ایران است. در حالی که در اکثر کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه بار اصلی ترافیک اینترنت بر دوش شبکه‌های ثابت است، در ایران این معادله کاملاً برعکس شده است. رستگار می‌گوید: «ما با سیاست‌گذاری‌های غلط یک فرهنگ اشتباه در جامعه شکل داده‌ایم. در حال حاضر بیش از ۸۰ درصد ترافیک اینترنت مردم روی شبکه‌های موبایل است؛ اتفاقی که در هیچ جای دنیا نمی‌افتد. در دنیا با ابزار قیمت‌گذاری تدبیر می‌کنند که انگیزه استفاده مدام از اینترنت موبایل کاهش پیدا کند و کاربران در زمان حرکت و بیرون از خانه به سراغ موبایل بروند. فاصله قیمتی معناداری بین اینترنت ثابت و موبایل وجود دارد که متأسفانه در ایران اتفاق نیفتاده است.»

او نتیجه این سیاست‌گذاری را مرگ تدریجی اینترنت ثابت و فلج شدن شبکه موبایل می‌داند: «چون تفاوت قیمت منطقی وجود نداشت، فشار مضاعفی روی شبکه موبایل وارد شد که همین امر باعث کاهش شدید کیفیت آن شده است. از سوی دیگر چون ترافیک به سمت شبکه ثابت نرفت، این شبکه اصطلاحاً علیل و ذلیل شد و توسعه نیافت. شبکه ثابت ما اکنون سرگردان است، زیرا درآمدهایش به‌قدری پایین است که نمی‌تواند هزینه توسعه خود را تأمین کند.» به گفته او، سرمایه‌گذاری در شبکه ثابت به‌مراتب گران‌تر و زمان‌برتر از شبکه موبایل است و اگر بنگاه‌های اقتصادی بر اساس توجیه کوتاه‌مدت عمل کنند هیچ‌کس به سمت توسعه شبکه ثابت نمی‌رود؛ در حالی که شبکه موبایل در نهایت روی بستر شبکه ثابت می‌نشیند و دکل‌های موبایل باید با فیبر نوری به شبکه متصل شوند. وقتی شبکه ثابت نابود شود، شبکه موبایل هم به دلیل ترافیک بیش از حد و فقدان زیرساخت پایه‌ای قفل می‌شود.

**زنگ خطر برای امنیت ملی و دستگاه‌های حاکمیتی.** پیامدهای عدم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ارتباطی به تأخیر در بارگذاری صفحه یا نارضایتی کاربران خانگی محدود نمی‌شود. رستگار از زاویه‌ای امنیتی به این موضوع نگاه می‌کند و ضعف شبکه را تهدیدی بالقوه برای ساختار دفاعی و انتظامی کشور می‌داند: «رفتاری که سیاست‌گذاران در قبال سرکوب صنعت مخابرات داشته‌اند صرفاً اذیت شدن مردم و شرکت‌ها نیست؛ بحث اصلی امنیت کشور است. امروز امور کشور و امنیت ما از طریق ارتباطات تأمین می‌شود. شبکه‌ای که با بودجه محدود فقط برای برقراری چهار ارتباط ساده سرپا نگه داشته شده، شبکه امنی نیست. زیرساخت‌سازی ارتباطات نباید این‌گونه با بی‌تدبیری رها شود.» او آینده این وضعیت را تاریک توصیف می‌کند: «اگر اصلاح ساختاری و اقتصادی صورت نگیرد، در آینده‌ای نه‌چندان دور کاربران خدماتی بسیار ناراضی‌تر از امروز خواهند داشت. در لحظات بحرانی، شبکه در بسیاری از نقاط کاملاً قفل می‌شود و توان سرویس‌دهی نخواهد داشت. مهم‌تر این‌که بخش‌های حاکمیتی و نظامی که زیرساخت‌های ارتباطی کشور باید از آن‌ها پشتیبانی کند — مثل ارتش، سپاه و نیروی انتظامی — در انجام ماموریت‌های خود عاجز خواهند ماند. سال‌هاست در دنیا قدرت دفاعی و تهاجمی هر کشوری بیش از آن‌که وابسته به اسلحه و نیروی انسانی باشد، به شبکه‌های ارتباطی‌اش وابسته است.»

**فرار سرمایه و وارونگی در سرمایه‌گذاری خارجی.** رستگار با مثالی از وضعیت سرمایه‌گذاری خارجی، عمق فاجعه اقتصادی در این صنعت را نشان می‌دهد: «در دنیا روند به این شکل است که سرمایه‌ها از رشته‌های کم‌بازده خارج شده و به سمت فناوری اطلاعات می‌روند. اما در ایران چه اتفاقی افتاده؟ شرکت MTN به‌عنوان شریک ایرانسل در این سال‌ها با شرایط ایران مدارا کرده است. اما اخیراً می‌گویند ما از آفریقای جنوبی آمدیم و در ایران سهام‌دار شدیم تا از این پروژه سود کسب کرده و پول به آفریقا ببریم؛ اما در دو سه سال اخیر کار به جایی رسیده که مجبوریم برای سرپا نگه داشتن شبکه از آفریقا پول بیاوریم و به ایران تزریق کنیم! وقتی سرمایه‌گذار خارجی می‌گوید کار من معکوس شده و به‌جای سودآوری باید به پروژه یارانه بدهم، دیگر کدام سرمایه‌گذار خارجی حاضر می‌شود در پروژه‌های فاوا در ایران مشارکت کند؟»

او در پایان تأکید می‌کند اگر رویکرد دولت و رگولاتوری تغییر کند و اجازه دهند سرمایه‌ها به سمت ICT سرازیر شود، این صنعت می‌تواند موتور محرک سایر بخش‌ها باشد: «اگر منافع سرمایه‌گذار در بخش ارتباطات تأمین شود، خدماتی که ارائه می‌دهد به زیرساخت و پایه رشد بسیاری از صنایع دیگر تبدیل می‌شود و در کل اقتصاد شکوفایی ایجاد می‌کند. ما این حرف‌ها و منطق‌ها را در مقدمه برنامه‌ها و اسناد بالادستی می‌نویسیم و تکرار می‌کنیم، اما در عمل و در رفتار برعکس آن عمل می‌کنیم.»

منبع: peivast.com ←

❓ پرسش‌های متداول درباره این خبر

موضوع اصلی گزارش «هشدار سندیکای مخابرات: صنعت ارتباطات ایران با «وصله‌پینه» اداره می‌شود» چیست؟

فرامرز رستگار، نایب‌رئیس هیات‌مدیره سندیکای صنعت مخابرات، ریشه بحران اینترنت را نه تحریم و کمبود پول، بلکه کج‌اندیشی سیاست‌گذاری و سرکوب تعرفه‌ها می‌داند و درباره پیامدهای امنیتی آن هشدار می‌دهد.

این رویداد چه اهمیتی برای فعالان کسب‌وکار و فناوری دارد؟

ه دلیل تضعیف تدریجی اینترنت ثابت، شبکه ارتباطی ایران را در وضعیت بحرانی قرار داده است. بحرانی که به گفته فعالان این حوزه دیگر به قطعی یا کندی اینترنت محدود نمی‌شود و مستقیماً امنیت ملی و اقتصاد دیجیتال کشور را نشانه رفته

🔗 اخبار مرتبط

بخوانید